
یادم می آد عزیزی از دانشجوهای خوبم پیامک زده بود:" زخم که می خوری مزه مزه کن ! حتما نمکش آشنا است...!!!" یاد جمله ای بسیار زیبا از " بالزاک " افتادم که گفته بود :
بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند…
خودم معتقدم بهترین رابطه خوب این نیست که افراد بی عیب و نقص را گردهم می آره بلکه باید هر فرد یاد بگیره باعیبهای دیگران کناربیاد و خوبیهای اونا را تحسین کنه…
شاید بی ربط باشه اما اگه خوب دل بدید به داستان کوتاه زیر عمق حرفهایم برای شما زنده می شه!!
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند
می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند… وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی از سرما یخ زده میمردند… ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از منقرض شود. پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که : با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند ، چون گرمای وجود دیگری مهمتراست… و این چنین توانستند زنده بمانند…
**مسافر تنها**