... وباز هم "باران" وباز هم تو!

 

همیشه بوی غربت داشت باران

نگاهی بامحبت داشت باران

به چک چک ساده اشکم را درآورد

گمانم با تو نسبت داشت باران

**مسافرتنها**

شیوه ی  مقاله نويسي

مقاله در لغت به معنای گفتار، مبحث، سخن، قول و فصلی از کتاب یا رساله آمده است و در فرهنگ معین یکی از معانی این کلمه را نوشته ای دانسته شده که درباره ی موضوعی نویسند.

پیشینه ی مقاله نویسی در زبان فارسی چندان نیست، در کشور ما مقاله نویسی از نیمه ی دوم قرن سیزدهم  فراتر نمی رود. در واقع روزنامه و مقاله همزاد هستند، در کشورهای باختری نیز مقاله نویسی نیز به اوایل قرن هفدهم میلادی که نخستین نشریه های دوره ای کشورهای اروپایی انتشار یافت هماهنگ است. ادموندبورک فیلسوف و سیاستمدار انگلستانی روزنامه نگاران را این گونه مورد خطاب قرار می دهد: آقایان شما رکن چهارم دمکراسی هستید.

معمولا مقاله به آن گونه از نوشته ها اطلاق می شود، که هدف نویسنده ی آن بررسی یکی از مسائل علمی، ادبی، اجتماعی، اخلاقی و ... باشد و  بخواهد با پژوهش دقیق و دقت ازجوانب امر موضوع را اثبات یا نفی کند.

انواع مقاله:

اگرچه مقاله ها انواع گسترده و گوناگونی از نوشته ها را در بر می گیرند، اما بطور کلی می توان مقاله ها را به سه دسته نسبتا متمایز: تحقیقی، اجتماعی و انتقادی دسته بندی کرد.

1- مقاله ی تحقیقی: با اینکه همه ی انواع مقاله ها بر پایه ی تحقیق و بررسی استوار است، اما گونه ای از مقاله ها را تحقیقی می نامند، که صرفا پس از تحقیق و بررسی همه جانبه به شیوه های علمی و مبتنی بر: فرضیه آزمون، تحقیق، بررسی و نتیجه گیری تهیه شود، و در آن آخرین نتایج بدست آمده از یک پژوهش معین، مورد بحث قرار گیرد.

معمولا افراد متخصص در یک رشته هرگاه به یک کشف تازه دست پیدا می کنند، نتیجه ی تحقیق خود را در یک مقاله در روزنامه یا مجله به چاپ می رسانند.

معلم ها می توانند، براي رسیدن به یک راه و رورش  تدریس تازه حتی تجربی، شیوه ی برخورد مناسب با یک دانش آموز نا آرام، شیوه ی نو برای تالیف یک کتاب درسی و یا شیوه ی مدیریتی نو در مدرسه پس از تحقیق و نتیجه گیری آن را در یک رسانه به چاپ برسانند تا دیگر معلمان از تجربیات او استفاده نمایند.

2- مقاله ی اجتماعی: مقاله های اجتماعی چنانچه از نامشان  پیداست، درباره ی موضوعاتی مانند: امور تربیتی، وضع خانوادگی، مطالب اخلاقی، و بطورکلی مسائلی که به نحوی با جامعه ارتباط دارند، نوشته مي شوند.

چون انسان در اجتماع زندگی می کند، به ناچار با بسیاری از مسائل اجتماعی در برخورد است و همین برخورد همواره اندیشه و ذهن او را بخود مشغول می دارد، از آنجایی که هرکس به مقتضای تربیت وضع خانواده، شغل میزان معلومات، و عومل دیگر ازدیدگاه خودبه مسائل اجتماعی می نگرد، در اینگونه از مقالات وضع عمومی مردم، روابط آنان با همدیگر، مشکلات زندگی، ناهمواریهای اجتماعی، تضادها تبعیض ها، بیدادگری ها، و مطالبی از این دست، مورد بحث قرارمی گیرد.

در مقاله های اجتماعی، اگر مقاله مربوط به موضوع های علمی یا امور مربوط به جامعه باشد، از روش مشاهده و تجربه استفاده می شود و اگر با موضوع های ادبی و تاریخی ارتباط پیدا کند، از روش مطالعه بهره گرفته می شود.

3- مقاله ی انتقادی: مقاله های اجتماعی اغلب با انتقاد همراه هستند، زیرا وقتی نویسنده ای از فضیلت ها سخن می گوید، مفاسد اخلاقی و رذیلت ها را نیز یادآوری می کند و آنگاه که برای ارشاد جامعه براه ترقی و پیشرفت از قلم خودیاری می گیرد، دردها و نقاط ضعف را نیز نشان می دهد و آنگاه که اصول و روش های درست را مورد تایید قرار می دهد، خواه نا خواه از شیوه های ناصواب هم سخن می گوید، و لاجرم دربسیاری از مسائل اخلاقی و رسوم و عادات غلط اجتماعی دست به انتقاد می زند و انسان های اجتماع را از کارهای درست و نادرست آگاه می سازد، و در هرحال چراغی فرا راه آنان می گذارد تا درست را از نادرست باز شناسند.

ویژگی های مقاله نویسی: نویسندگان و شاعران ضمن اینکه به حکم وظیفه اخلاقی خود نسبت به جامعه و نیازها و خواسته های آنان توجه کنند، در نوشتن بایستی به موارد زیر آراسته باشند:

الف) ازموضوع مورد بحث آگاهی کافی داشته و با برتری به مسئله بپردازند، لذا بایستی آگاهانه دست به قلم شوند.

ب) مقاله نویس باید احساس آزادی کند تا بتواند بدون تشویش خاطر مسئله را مورد بحث قراردهد.

پ) نویسنده باید به آنچه می نویسد، اعتقاد کامل داشته باشد و مطلب را با صداقت و صمیمیت مورد بحث قرار دهید.

ت) نویسنده باید در همه حال عفت کلام را نگهدارد و پا از دایره ی اصول و موازین اخلاقی بیرون ننهد، بی گمان تملق و چاپلوسی کسی یا گروهی را گفتن از اعتبار و ارزش نوشته می کاهد.

عناصرتشکیل دهنده ی مقاله: مولفان شیوه ی نگارش برای مقاله چهار رکن قائل شده اند:

1- موضوع: عناوين های مقالات ممکن است، یک کلمه باشند، مانند: جنگ، صلح، امید، معلم، شاگرد، مدير، نياز و ... یا دو کلمه  باشد. مانند: روش تدريس، وسايل و رسانه ها، و.... موضوع مقاله را ممکن است، چند کلمه تشکیل دهند، مانند: بررسي نقش همسالان، بهترين روش تدريس، و.... همچنین ممکن موضوع مقاله یک جمله ی خبری، پرسشی و یا دستوری باشد.

2- مقدمه: همیشه نمی توان یک نویسنده را ملزم دانست که مقاله ی خود را با مقدمه آغاز کند، و این بستگی به ذوق و سلیقه ی نویسنده دارد.

3- متن: متن که پایه ای ترین بخش مقاله است، و بدرستی در بردارنده ی پیام نویسنده است، باید به تجزیه و تحلیل و تفسیر مسئله پرداخت و موضوع را با بیان دلایل روشن و قابل قبول به اثبات رساند.

4- نتیجه گیری: در مقاله نتیجه گیری چندان مورد توجه نیست، بیشتر نویسندگان زبردست پیام خود را در متن به آگاهی خواننده می رسانند و نتیجه گیری و داوری را به دوش خواننده می گذارند.

متحصصین فن مراحلی را برای نوشتن مقاله قائل هستند:

  • دقت نظردر موضوع و اندیشیدن در پیرامون مسئله.
  • یادداشت رئوس مطالب
  • تنظیم یادداشت ها
  • نوشتن بندها
  • اصلاح مقاله
  • پاکنویس
  • خواندن پاکنویس
  • یادآوری منابع و مآخذ

                                                                **مسافرتنها**

رفتنت...!

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن

عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند
عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن

حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

**مسافرتنها**

...فقط خیلی خوشحالم... همین!

... و امروز سه شنبه نوزدهم آذر ۹۲ را هیچ وقت فراموش نمی کنم... روز فوق العاده ای بود!!!

زنگ تلفن اتاقم... و صدایی که سالها بود گمش کرده بودم... بهانه های قشنگ... خبرهای خوب...آه که چقدر دلم

 لک زده بود .... خدایا هزاران مرتبه شکرت...وتو "باران" خوب خدا همیشه ببار!!

**مسافرتنها**

به بهانه...

... دیشب نه - پریشب !  كنگره 240 اقاقي عاشق دانشجو استان مازندران و سالگرد ۲ شهید گمنام مدفون در صحن علنی دانشگاه مازندران  با حضور سردار سلامی جانشین فرماندهی سپاه کشور  و با اجرای خوب سید جواد هاشمی و حامد زمانی و استقبال کم نظیر دانشجویان در مسجد امام جعفر صادق (ع) دانشگاه برگزار شد.

روزی من هم شده بود تا مجری بخش نخست کنگره باشم... به همین بهانه غزلی را  تقدیم می کنم به دو شهید گمنام که چند سالی است میهمان صحن علنی دانشگاه مازندران هستند:

اینجا کسی برای شما گریه میکند

دارد برای خاطره ها گریه میکند

وقت نماز مادر دلتنگت ای عزیز

با چشم خیس وقت دعا گریه میکند

پاشید آب پشت سرت موقع سفر

که میبری توان مرا...گریه میکند

تو گریه میکنی به امید شهادتت

...و خواهرت بدون صدا گریه میکند

تخریب چی میشوی و خیز میزنی

قلبی برای دست جدا گریه میکند

تر کش درون سینه ی تو داد میزند

...وهمسرت به رسم وفا گریه میکند

هم ترکشی شدی و کمی موج انفجار

زیرا گلوله ای به هوا گریه میکند

تا آخرین تنفس خود جنگ میکنی

حالا تمام قافیه ها گریه میکند

بر خاک غلت میزنی و_:نه نفس بکش!

والله کودک تو،"رضا" گریه میکند

***

ده سال رفت بعد تو از جبهه آمدی

خواهر زشادی اش به خدا گریه میکند

یک ساعت مچی و پلاک و سه استخوان

مادر به یاد خاطره ها گریه میکند

         **مسافرتنها**

 ... و گزارشی تصویری :

 

عصر شعر "آئینی" در دانشگاه مازندران...

جشنواره فرهنگي - ورزشي

**اين روزها حسابي درگير جشنواره فرهنگي - ورزشي دانشگاه هستم... عكس های بالا هم مربوط به آئين افتتاحيه  واختتامیه جشنواره هست.....                                           **مسافر تنها**

حلالم کن....


دنیا بدون چشم تو دنیای خوبی نیست

آری حقیقت دارد اینجا جای خوبی نیست

 

وقتی که آغوش تو مال دیگران باشد

شب های مهتابی من شب های خوبی نیست

 

این شهر دارد می کشد من را خبرداری؟

حتا بدون تو خزر دریای خوبی نیست

 

من زنده ام با یادت اما قاصدک ها باز

آرام می گویند این رویای خوبی نیست

 

وقتی خدا هم دست هایم را نمی گیرد

دیگر اذان هم لا اله...الای خوبی نیست

 

ای آدم خوب بهشت من حلالم کن

این روزها حوا اگر حوای خوبی نیست

 

**مسافرتنها**

برای روز تولدم..

به حساب ِتقویم دیواری خانه ، امروز 5 آذراست... روز تولدم...... ده سال ، بيست سال ، سي سال ،... از روزي كه مادرم لمس بودنم را حس كرد مي گذرد....سالش برایم مهم نیست ....اما روزها چه زود غبار كهنگي مي گيرند... انگار همين روزهاي گذشته نزديك بود كه.... هنوزخورشيد 5 آذر سرنزده بود كه گریه های "من" ،اهالی همیشه بارانی ام  در روستای کاسه گرمحله بابلسر  را بیدارکرد.....پیش ازآنکه ماه به پیشانی ام بیفتد پدر و مادرهميشه دوست داشتني ام عشقي رابه گردنم انداختند كه تا امروزهمراه هميشگي من است... ازکودکی ام ، دنیای پر از شیطنت ،طعم لواشک فقر غرور، دستان همیشه خسته ومهربان پدر ونگاه همیشه منتظر ودوست داشتنی مادر را خوب به خاطر دارم....هنوز 10 سالم نشده بود که 19 روز وشب ،  میهمان بیمارستان جرجانی تهران شدم!.... از آن روزها که گویی چند ساعتی از آن گذشته ، واژه تلخ غربت و حس دنیایی ناشناخته هنوز که هنوز است آزارم می دهد!.... در این میان فداکاری جوانی جانباز که نامش حیدری بود وبا اهدا خون ، حیاتی دوباره به من داد را هیچ وقت فراموش نمی کنم!....بعد ها که بزرگ وبزرگتر شدم و  برای تحصیلات عالیه گذرم به تهران افتاد خاطرات اون سالها رهایم نمی کرد.!.....

......

نمي خواستم روز تولدم  پا در سرزمين خاطراتي بگذارم كه يادآوريش خيلي برايم  سخت است... یادم می آید اون روزها همه به من مي گفتند:(( بزرگ که شدی یادت میره))....و حال من سال هاست كه بزرگ شده ام! ....آنقدر که دیگر زخم سر زانوانم  كه نه... جای يادگاري هم بازی كودكيم ! را هنوزاز یاد نبرده ام ...ولي چه زیبا از یادم رفت تمام غم های آن روزها و امروز چه شیرین یاد می کنم از آن ...و  باز هم امروزدر آرزوی همان روز های خالی از غم...روزهایی که درد معنایش برآورده نشدن خواسته ی کوچکم بود...و حال چه قدر آرزو می کنم!!!....آن لکه ی سیاه روی .... را که حاکی از دعوایی کودکانه بود...و  امروزمن هنوز همان "مسافر تنهای 53" هستم... آنقدر قد كشيده ام كه مادرم هنوزم كه هنوز است برايم همان اسپند هاي كودكيم را دود مي كند...شدم يه معلم دانشگاه و اون همه همكلاسي هاي جواني كه به دعاي مادرم رفقاي  خوب زندگيم شدند...

و امروز روز تولدم هست... زمان به سرعت در حال سپری شدن است... امروز آغازی است بر یک پایان دیگر ، امروز تولدی دیگر از چندین تولد دیگرم هست... به قول استاد فقيدم زنده ياد قيصر امين پور: تا نگاه مي كني وقت رفتن است ... وناگهان چقدر زود دير مي شود... پس از امروزشما هم برايم دعا ي دو چندان و شاید سه چندان كنيد تا خود خود خود خدا قد بكشم !!!

….

وشما دوستان هميشه همراه "مسافرتنها" ، شماهايي كه از دست نوشته ها كه نه ، از دل نوشته هايم تنها بخشي از اين همه زندگي پر فراز و نشيبم را به ياد مي آوريد به ياد داشته باشيد كه " وقتي روز بدي داريد هميشه به يادتان باشه كه كسي ديگر روز بدتري داشته ... پس شكرگزار داشته هايتان باشيد... " .... همين و بس!!

راستي تا يادم نرفته از همه عزيزان خوب زندگيم كه روز تولدم من را شرمنده مهر و مهربوني و محبتشون كردند خيلي خيلي ممنونم...

** مسافرتنها**

 

 

دل خوشی ها کم نیست!!

... چند روز پیش فرصتی دست داد تا با همکاران خوبم به امید هوایی تازه تر به هتل یاس که مدیریتشو "میلاد" یکی از دانشجویان با صفا و معرفتم داره سری بزنم... راستی  دل خوشی ها کم نیست!!! *مسافرتنها*