...به شوق روی تو!
... دوشنبه تو کلاس ترم تابستونه؛ اونم درس تخصصی ! چند لحظه ای بحث قشنگی شد در باره
فلسفه عبادت و نماز و روزه گرفتن ! می دونم که بچه های کلاس به وب سر می زنن، این هم
حرف آخرم ! توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل :
"عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست !
پرسیدند:کجا میروی؟
گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به
خاطر عشق به او بپرستند،نه به خاطر رفاه در بهشت و ترس از جهنم !!"
به شوق روی تو رو به قبله آوردم
وگرنه من از نماز و روزه بیزارم....
**مسافر تنها**
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:17 توسط حسین طالب نژاد
|