... دیروز اولین روز از کلاس ترم تابستون درس " کار آفرینی عمومی "بود. بچه های خوب و آرومی هستند. بین کلاس برا لحظه ای اومدم بیرون  یکی از دانشجوها پشت سرم راه افتاد و با بغض عجیبی سئوالی ازم کرد که شاید خیلی هامون به دنبال جوابش می گردیم! " استاد ، اگه شما بدونید تا دو سال دیگه زتده نمی مونید ، چیکار می کنید ؟! " استاد ، ارزش زندگی چیه ؟!" یکه خوردم ،  ولی معمولا عادت دارم که به دور از حرفای قلمبه وسلمبه!! با مثال حرفامو بزنم و معتقدم " چون سر وکار تو با کودک فتاد /  پس زبان کودکی باید گشاد ..." دستی رو سرش کشیدم و گفتم از تو بعیده که با این خوش تیپی وروحیه بالا این سئوالو بکنی !! اصرار کرد که جوابشو بدم گفتم بیا کلاس و خوب به حرفام گوش کن :

یک سخنران معروف سمینار خود را با بالا گرفتن یک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمینار پرسید : " کی این اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ "
دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : " من می خوام این 20 دلاری رو به یکی از شما بدم.
اما اول بذارین یه کاری بکنم. " سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسید :" کسی هست که هنوز این اسکناس رو بخواد ؟ " باز دست ها بالا رفتاو اینگونه ادامه داد : " خب ، اگر من اینکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ " و بعد اسکناس رو به زمین انداخت و با کفش خود شروع به مالیدن آن به کف اتاق کرد.سپس آنرا که کثیف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت : " هنوز کسی هست که این 20 دلاری رو بخواد ؟ " اما هنوز دست ها در هوا بود.

سخنران گفت : " دوستان من ، همگی شما یک درس با ارزش فرا گرفتید. شما بی توجه به اینکه من چه بلایی سر این اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بودید زیرا هیچ چیز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزید. "

***
خیلی از اوقات در زندگیمون ، ما بوسیله تصمیم هایی که می گیریم و وقایعی که واسه مون پیش میاد ، پرتاب ، مچاله و به زمین مالیده می شیم . در این جور مواقع احساس می کنیم که ارزش خود را از دست داده ایم. اما مهم نیست که چه اتفاقی افتاده یا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید : تمیز یا کثیف ، مچاله یا صاف ، باز هم شما از نظر اونایی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زیادی دارین. " ارزش زندگی ما با کارهایی که انجام می دهیم و افرادی که می شناسیم تعیین نمی گردد بلکه بر اساس اون چیزی که هستیم تعیین می شه.

* مسافر تنها*