نذرم ادا...
از كودكي به گردن ما شال ماتم است
نابرده رنج ، گنج به ما داده اي " حسين"!

... "سيزدهمين دوره شعر عاشورايي" هم برگزار شد. چقدر زمان زود مي گذره ! انگار همين گذشته بسيار نزديك بود كه با بچه هاي محفل ادبي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائم شهر دور هم جمع شديم تا خيمه عزاي اباعبدا... الحسين (ع) را با "اولين عصر شعر عاشورايي " برپا كنيم.
تا نگاه ميكني
وقت رفتن است
وناگهان چقدر زود دير
مي شود!

مراسم امسال برخلاف دوازده دوره قبلي كه در دانشكده علوم انساني و تالار پر از خاطره اش برگزار مي شد، اين بار در تالار اجتماعات دانشكده فني و مهندسي برگزار شد. به گفته همگان از زيباترين و با كيفيت ترين مراسم هاي شعر عاشورايي استان و دانشگاه بود... حضور شاعران توانمند و برجسته استان مازندران همانند ميثم رنجبر ،علي حسن نژاد ، رحمت ا... حسن پور ، عليرضا دهرويه ،بهروز رستگار ، محسن حسني ، زهرا جهاني،فاطمه عظيمي ، عاطفه محمدي ، خديجه محمدپور و نرگس سياهي تركيبي فوق العاده از شاعران آئيني بود كه صبح چهار شنبه بيستم محرم دور هم جمع شدن و با شعر خواني در مصائب حضرت اباعبدا...الحسين "غم نشست"ي به يادگار گذاشتند.
خدا وكيلي نمي تونم بگم كدوم شعر به دلم نشست. همشون خوب بودند . در شروع مراسم باغزل عليرضا دهرويه دوست د اشتني نفس تازه كردم و در پايان مراسم دل گويه هاي هميشه مهربان ميثم رنجبر اشك وبغض امان همه را بريده بود.چه تصويرهاي زيبايي داشت شعر همه بچه ها...
خدا خيرشون بده... از سالن كه بيرون اومدم بمبي از روحيه و سبك بالي شده بودم ... اصلا خيلي به اين مراسم احتياج داشتم... ممنونتم آقا كه امسال هم روزيم كرده بودي زنده باشم و نذريم را ادا كنم.... راستي جاي خالي يك نفر امسال بدجوري حس مي شد!!.........

و اين هم حرف هاي من نذر آقاي دوست داشتني "محرم":
در اين عزا كه خاطره ها شعر مي شود
خون گريه هاي ما به خدا شعر مي شود
ما را چه كار با غزل و وزن و قافيه
حتي صداي هق هق ما شعر مي شود
حتي قلم به ساحت مدحش نياز نيسيت
دستم قلم شود ، همه جا شعر مي شود
دستم قلم... اگر بنويسم به غير او
دستي كه گشته است جدا شعر مي شود
بر روي آب مي رود و آبروي آب
مي ريزد از دو دست و مرا شعر مي شود
باور كنيد دفتر من سرخ سرخ شد
خون گريه هاي ما به خدا شعر مي شود
"مسافر تنها"




