... باز هم پنجشنبه ای دیگر و نذر مولایم !
مولای مولای مهربان غزل های من، سلام
سمت زلال اشک من، آقای من، سلام!
نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز؛
آبی ترین بهانه دنیای من، سلام!
قلبی شکسته دارم و شعری شکسته تر،
اما نشسته در تب غوغای من، سلام!
ما بی حضور چشم تو این جا غریبه ایم …
دستی، سری تکان بده، مولای من؛ سلام!
** مسافرتنها**
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:23 توسط حسین طالب نژاد
|