....اين روزها خبرهاي نه چندان خوبي از روستاي هميشه مهربان و دوست داشتني ام به گوش مي رسد...خبرهايي كه باور كردنش خيلي سخته!.... بچه محلي هايي كه يكي پس از ديگري با دنياي خاكي وداع مي كنند....عزيزي مي گفت نمي دانم چه آمده بر سر اين مردم! ....مردمي كه لنگه ندارند...مردمي كه كم نظير نه، بلكه بي نظريند... مردمي كه در غم وشادي هميشه كنار هم  بودند و هستند...

 اين روزها تندباد اجل چه زود زود  وزیدن مي گيرد و بچه محلي هايم را به دیدار خدا مي برد.! روزها چه زود می گذرند انگار همین دیروز بود  که خبر رسيد جواني از اهالي محل ميهمان خاك وخون وجاده شد و ديروز هم خبر رسيدكه تابستان نيز بهانه سفر مادري جوان و  مهربان  شد. و امروز روزها است که جای خالی خيلي از آنها براي مردم خوب روستايم سخت دلگیر و طاقت فرساست . روزهايي که حتی لحظه ای از آن را باور نداشتیم. آخر چگونه باور کنیم که خنده های شیرین آن همه پير و جوان و  همدم ومونس مهربان آن هم در فاصله هايي نزديك برای همیشه محو شده است؟! آنهایی که اهالي محلم را می شناسند خوب می دانند كه مردم روستايم بي بديل هستند و شايد اين امتحانات الهي قدري سخت  و دشوار براي آنها باشد.

بچه محلي هايم، يكي پس از ديگري مي روند بی آنکه کسی به صداقت قلبشان و آسمان ابری چشمانشان پی برده باشد .شاید خودشان ترجیح دادند هرکس از اين مردم دوست داشتني در فراقشان دلیلی برای ابری بودن حال و هوای چشمانشان پیدا کنند .

واژه که تسکین نمی دهد ، دست که توان پاک کردن اشک های خانواده هايشان را ندارد ، کلمه ای نیست که بتوان به آن چنگ انداخت و این اندوه هاي سنگین و جگر خراش را تسلی بخشید .  

با شمايم اهاي خوب روستايم ! این روزها خاک روستایمان چقدر مهربان شده است  او عزیزاني را  پشت سر هم در خود جای مي دهد که مهر ومحبت آنها زبانزد همه شما بود وامروز گله ای در برابر خواست حضرت حق نیست ، زمانی گوهرهايی از جنس فرشته به ما داد و اي روزها امانت خویش را از ما زود زود! مي گيرد .

تنها صدای رضای اوست ، راضی باشیم به رضای حضرت دوست که هر چه هست از حکمت بی انتهای اوست .

عطر یادهمه آنها در مشام خاطرمان جاودان.

****

 الان كه دارم اين مطالب را مي نويسم عصر پنجشنبه است و  امشب هم  شب جمعه.... بهتر از من مي دانيد كه پنجشنبه و جمعه هاي دلگير اموات چشم به راهند...  همين پروازهاي پي درپي هم محلي هاي باصفايم را بهانه مي كنم و از شما همراهان "مسافرتنها" مي خواهم در گير ودار اين همه مشغله هاي زندگي لحظه اي بايستيد و با تامل ادامه حرفهايم را بخوانيد:

گاهی ما می‌بینیم که بعد فوت فردی، آنچنان افراد خانواده درگیر کارها هستند که از اصل غافل شده‌اند. از چیزهایی که امواتشان در هنگام ورود به برزخ نیاز دارند غافل شده‌اند. شخص مرده هر لحظه چشم به راه است. اموات فریادهایی دارند ولی گوش افراد عادی آن‌ها را نمی‌شنود.

پیامبر (ص) فرمود : هر کدام از اموات با صدای محزون و گریه به خانواده‌هایشان فریاد می‌زنند : به ما رحم بکنید خدا به شما رحم بکند. این‌هایی که این جوری فریاد می‌زنند برادران دینی شما بودند، به آن‌ها کمک بدهید و یاد آن‌ها باشید.

قبر، حالات قبر، نکیر و منکر صبر نمی‌کنند تا مراسم سوم و هفت و چهل میت تمام بشود. همان موقع که میت را در قبر می‌گذارند و هنوز مردم در بالای قبر ایستاده‌اند، نکیر و منکر می آیند. تعبیر روایت این بود که میت هنوز صدای پای تشییع کننده‌ها را می‌شنود که نکیر و منکر می‌آیند. در چنین موقعیت حساسی میت کمک می‌خواهد. حالا چه چیزی به درد آن‌ها می‌خورد؟

 من از آيات و روايت پنج چیزي كه به درد اموات می‌خورد را براي شما نقل مي كنم و شما خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل :

1. اینکه بعد از دفن میت تلقین بعد از دفن را بگویند و مدتی سر قبر بنشینند. البته تلقین قبل از دفن هم داریم که می‌خوانند.

وقتی تلقین بعد از دفن خوانده می‌شود نکیر و منکر می‌گویند که حجت و دلیلش را به او گفتند، پس برویم. ببینید یک تلقین بالای قبر چقدر اثر دارد. انسان نباید فقط گریه کند البته گریه تخلیه است ولی گریه به درد میت نمی‌خورد. گریه بر امام حسین (علیه السلام) و ائمه از باب دیگری است. پس اولین هدیه ای که می‌توانند به شخص متوفا بدهند بعد از دفن خواندن تلقین و نشستن و قرآن خواندن است.

2. دومین کاری که باید انجام بدهند این است که بدهی‌های میت را بپردازند چه بدهی‌های مالی و غیر مالی. حج هم بدهی مالی و هم غیر مالی است. پس بدهی‌های میت را شروع به انجام دادن بکنند و پرداخت کنند یا خودشان این کار را بکنند یا اجیر بگیرند. برای میت ثانیه‌ها خیلی سخت می‌گذرد.

3. سومین هدیه مستحبات است.

شب اول قبر اولین شبی است که فرد از دنیا می‌رود. قبر خاکی مورد نظر نیست. ممکن است که فرد بیست سال در بیایانی باشد یا حفره‌ی خاکی پیدا نکند. حکم فقهی داریم که اگر کسی را بعد از چند سال دفن کردند، نماز شب اول قبر را برایش بخوانند. نکیر و منکر هم شب اول قبر می‌آیند. ما روح سرگردان نداریم.

4. چهارمین هدیه این است که انسان طوری رفتار کند که برای پدر و مادر خدا بیامرزی بخرد. روایت داریم که از گناهان کبیره است که بچه‌ها کاری بکنند که برای پدر و مادر نفرین بخرند.

5. پنجمین هدیه سر زدن به قبور آن‌ها است. وقتی اموات تازه فوت کرده‌اند بیشتر به هدیه‌ها نیاز دارند مثل شب اول قبر که بیشتر به هدیه نیاز دارند.

وقتی میت می‌بیند که کسانی سر قبر او می‌آیند بسیار خوشحال می‌شود. این خوشحالی از اُنسی است که با دوستان و آشنایان می‌گیرد و یک خوشحالی از دعایی است که سر قبر می‌کنند.

 و حرف آخرم كه بيائيد ملتمسانه دعا كنيم كه خداي مهربان همه اهالي خوب روستايم ، كاسه گرمحله پازوار ، را از اين امتحانات سخت سربلند بيرون بياورد...

عليه توكلت واليه انيب

**مسافر تنها**