خانه تکانی دل
*فردا اولين روز ماه مباركه....ماه رمضون امسال هم اومد... دلم لك زده بود براي لحظات قشنگ افطار و سحر...ديروزبه عزيزي مي گفتم كه عازم يك سفرم...سفري دور به جايي نزديك... سفري از خود من تا به خودم.....مدتي بود كه نگاهم به تماشاي خدا بود و اميدم به خداوندي او...خدائيش يعني مي شه امسال ماه رمضون بگردم تا خود خود خودم رو پيدا كنم... شما كه هميشه همراه مسافرتنهاييد برام زيادي دعا كنيد...
مي خواستم براي حلول ماه خوب خدا قلمي دوباره بزنم اماهر چي به قلمم التماس كردم حرفهايي قشنگتر از دل نوشته سال گذشته ام نشونم نداد... همينو امسال هم ازم قبول كنيد!!

*خانه تکانی دل*
به قلم :حسین طالب نژاد
رمضان ماه عزیز است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این ماه همین"خانه تکانی"
باردیگر ماه خانه تکانی دل فرا رسید.ماه رحمت،ماه مناجات،ماه معرفت،ماه میهمانی خدا،ماه آمرزش گناه،ماه پرواز،ماه رمضان!!
رمضان آمد تا شکوفایی را بشارت دهد.رمضان آمد تا ما را به ضیافت شبهای قدرش ببرد تا فرصتی باشد برای جبران لحظه های غفلت. رمضان آمد تا کارت جشن ضیافت ا...را تقسیم کند. رمضان آمد تا شکوفه های تکریم از خاک تواضع سربرآورند و به میوه کمال بارور شوند.
سلام ای رمضان! سلام ای میزبان معرفت!! نمی دانی بعد از رفتن پارسالت برمن چه گذشت؟! گویا درازترین شب قطبی را سپری کردم ! گمشده ای سرگردان بودم که نداند«میقات» کجاست؟ تو رفتی و ندیدی که فراعنه منیت چگونه سلولهایم زا زیر سنگهای غفلت دفن کردند. تو رفتی و ندیدی که چگونه در غوغای کاروانها گناه گم شده ام. چشم انتظارت نشسته بودم تا بیایی و حال که آمدی عشق پاکی در جانم آشیانه کرد. عشق به دعای سحر،عشق به سفره افطار،عشق به شبهای احیا،عشق به جوشن کبیر و ابوحمزه ثمالی،عشق به نیمه شبهای تسبیح.!
توآمدی تا بغضی بی انتها تمام مرا فرا گیرد و اشکهایم پاره پاره شود و باران توبه ببارد. تو آمدی تا شهامت پیداکنم که با وجود کوله بارسنگین گناه از درگاه صاحب خانه ات مغفرت طلب نمایم. تو آمدی تا دست سالها غفلت را بگیرم و آنها را مثل بچه آدم در کنارمنبر شبهای نزولت بنشانم تا در قنوتهای آمیخته با قلب شکسته به بلوغ برسند.
حال ای رمضان! ای بهار قرآن!من هستم و شوق آمدنت.
بگذار به یمن قدمت گوساله های منیت را در پیش پایت با تیغ تهذیب تزکیه کنم و با خونشان بر طاق نصرت دل بنویسم:«رمضان ماه صداقت دلهاست»
بگذار در شبهای طلایی توبه، در سحرهای مقدس نماز،ذکر جمیل صاحبخانه ات را توشه فردایم کنم. بگذار برای یک بار هم که شده در سر سفره الفت تو بنشینم و آوای مهربان دوستی سر دهم.
رمضان! باتوام! ای مسیح زمان!
بیا،آشنای همیشگی ام باش و مهربانانه مرا در خود غرق کن تا در شبهای احیاءت دل مرده ام شفا یابد. خناسان غفلت را از شهر دلم بیرون بیانداز تا آسمان اصالت در افق نگاهم جلوه کند. بیا تا سر سفره سجایای سجاده ات بنشینم و آوای «یک یا ا...» سر دهم.
در شبهای قدر مرا پرواز بیاموز تا از من و منیت رها شوم. به حرمت فرق مبارک و شکافته شهیدت- علی(ع) - لیاقت حضور در ضیافت ا... را عنایت کن تا در عید فطرت با فطرتم آشتی کنم.
و امروز من مانده ام که رمضان مرا خواهد پذیرفت یا نه؟!
حالا که جز اشک چیزی ندارم تا تقدیمش کنم و غیر از آن چیزی در توشه ام نیست.
دل را به دریای مهربانی اش می سپارم و همین مرا بس....
**مسافر تنها**