**این روزها در مرکز رشد دانشگاه مازندران - اداره کل تعاون - سپاه استان مازندران و.... مشغول تدریس اصول و فنون مذاکره - اصول و فنون سخنراني و اجرا -آموزش سخنراني ، گويندگي و مجريگري- هستم.

 

بخشهایی از گفتمان کلاس : 

چند توصیه برای گویندگان و مجریان

گاهي گمان مي‌رود همين اندازه كه گوينده و مجري بتوانند مخاطب را تسخير كنند، كافي است كه بگوييم آنها ارتباط‌گران خوبي هستند. اشتباه اينجاست كه ارتباط، به درستي تعريف نمي‌شود. ارتباط رسانه‌اي مفهومي دو جانبه دارد كه با واسطه رسانه شكل مي‌گيرد. ارتباط، ابزار هموار كردن درك متقابل ميان گوينده و مردم است و اين مهم نيازمند ظريف‌ترين و  شفاف‌ترين شيوه‌هاي كلامي و غير كلامي است.

گوينده و مجري ناآشنا به جاذبه‌هاي كلامي و رفتارهاي غيركلامي در برقرار كردن ارتباط موثر و پايدار ناتوان خواهند بود. شايد بتوان گفت مفهوم ارتباط به معناي تسخير مخاطب علاقه‌مند، ايجاد رغبت در بيننده يا شنونده براي دنبال كردن برنامه و اثرگذاري بر نگرش و رفتار اوست.

براي دستيابي به اين مهارت‌ها لازم است با دانش ارتباطات آشنا شد،نظريه‌هاي ارتباطي را آموخت و مخاطب را به خوبي شناخت تا در حين ارتباط به درك و شعور او توهين نشود.

اگر مجري يا گوينده، علم ارتباطات را نشناسد بي‌شك در جلوي دوربين، فردي مزاحم خواهد بود! قدرت جذب سريع مخاطب و شاد نگه داشتن روحيه او در عين جدي بودن از يك مجري يا گوينده؛ ارتباط گر خوبي خواهد ساخت.

گوينده و مجري هوشمند مراقب است كه در تله لودگي رفتار و جلف بازي‌ها و مهمل‌گويي‌ها نيفتد و اعتماد مردم را به خود جلب كند و براي رسانه نيز اعتبار كسب نمايد كه اين خود راز موفقيت رسانه‌هاي معتبر جهان است.

 براي تقويت گفتار و تامين پشتوانه سخن، لازم است گوينده و مجري با برنامه‌ريزي منظم، ساعتي از شبانه روز را به مطالعه كاربردي اختصاص دهد و مطالب گزيده را ثبت نمايد تا مجبور به تقليد از ديگران نشود و سخن خويش را عاريتي نكند!

مطالعه به گوينده تسلط گفتار مي‌بخشد. گويندگاني كه متني را در پشت ميكروفن يا جلوي دوربين مي‌خوانند در همان لحظات اول اثبات مي‌كنند كه پشتوانه مطالعه كاربردي دارند يا خير؟

« غلط‌خواني، لرزش صدا، ترس از خواندن واژه‌هاي پيچيده و عبارت‌هاي نفيس، ناديده گرفتن كلمات اصلي و شتاب در اداي متن» ضعف گوينده را در محروم بودن از پشتوانه مطالعاتي لو مي‌دهد.

بر اثر مطالعه، مهارت مفهوم پردازي و نوگويي تقويت مي‌شود و دايره واژگان گوينده گسترش مي‌يابد؛ بايد دانست كه گوينده ثروتمند كسي است كه برخوردار از گنجينه واژگان باشد بنابراين اگر گفتار گوينده و مجري را سكوي اول يا اصل نخست تلقي كنيم، زماني كسي مي‌تواند به خود اجازه حرف زدن در راديو و تلويزيون را بدهد كه بخشي از متون گوناگون زبان فارسي را خوانده و مرارت مطالعه را بر خود هموار كرده باشد.

اصل ديگر يا اصل دوم در گويندگي و اجرا، مهارت برقراري ارتباط با مخاطب است؛ واقعا يك ارتباط گر خوب كيست؟ ارتباط چيست؟ ارتباط موثر چگونه ارتباطي است؟ چگونه به يك ارتباط پايدار با بيننده و شنونده برسيم؟ براي اين كه گوينده بر رفتار و نگرش مردم اثر بگذارد بايد از چه شيوه ارتباطي استفاده كند؟

براي دستيابي به قدرت گفتار بايد مطالعه كرد؛ منظور از مطالعه، مطالعه كاربردي است نه ذوقي و سليقه‌اي. مطالعه ذوقي روشي شخصي براي تامين ذوق و سليقه فردي است و افراد بسياري اينگونه مطالعه مي‌كنند اما جالب است بدانيد كه در گفتار، ارتباط روزانه يا سخنراني توانا نيستند! مطالعه كاربردي به سيري از مطالعات اطلاق مي‌شود كه براي بيان رسانه‌اي استفاده مي‌گردند. چنين مطالعاتي پشتوانه كلامي گوينده و مجري به حساب مي‌آيند و سكويي مطمئن براي پرش و ماندگاري در ذهن مخاطب هستند.

 

مدیریت اضطراب سر صحنه

اگر از ایستادن در مقابل جمع و اجرای برنامه می‌ترسید، بدانید که تنها نیستید. میلیون‌ها نفر مبتلا به «اضطراب سر صحنه» هستند که به آن «صحنه‌هراسی» نیز می‌گویند. بسیاری از افراد مانند ورزش‌کاران، خواننده‌ها، و سخن‌رانان که قرار است فن یا هنر خود را در برابر جمعی ارائه دهند دچار اضطراب می‌شوند.

اضطراب اجرا می‌تواند مانع ادامه‌ی فعالیت در رشته‌ی مورد علاقه‌ی هنری افراد شود. بدتر از آن، حتی عزت نفس و اعتماد به نفس را نیز افراد زایل می‌کند. گرچه غلبه‌ی کامل بر این اضطراب کمی نامحتمل به نظر می‌رسد اما راه‌های زیادی برای کنترل عواطف و کاهش اضطراب وجود دارد.

توصیه‌های مربوط به اضطراب حین اجرا

وقتی در معرض توجه‌اید و تمام چشم‌ها به شما دوخته شده است، طبیعی است که دچار اضطراب شوید. بدن شما در وضعیتی قرار می‌گیرد که انگار به شما حمله شده است. مکانیزم «بزن-یا-دررو» بدن شما تحریک می‌شود. به همین دلیل است که نشانه‌های اضطراب سر صحنه شبیه نشانه‌هایی است که در وضعیت وجود یک خطر واقعی بروز می‌کند. عبارت‌اند از:

·افزایش ضربان قلب و سرعت تنفس،

·خش شدن دهان و گلو،

·لرزیدن لب‌ها، صدا، دست‌ها، و زانوها،

·عرق کردن و سرد شدن دست‌ها،

·سرگیجه و احساس ناراحتی در معده،

·تغییرات بینایی

علت‌های اضطراب سر صحنه

خیلی ساده، استرس و اضطراب در باره‌ی اجرا در برابر جمع، باعث بروز اضطراب سر صحنه می‌شود. رویارویی با ترس‌ها و آسیب‌پذیری‌ها، پذیرش هر آن‌چه که هستید، و این که قرار نیست خودتان را به دیگران اثبات کنید، نخستین گام به سوی غلبه بر اضطراب سر صحنه است. به خاطر داشته باشید که هیچ‌کس کامل نیست، هیچ‌کس هم از شما انتظار ندارد بی‌نقص باشید، و بروز اشتباه امری کاملاً عادی است.

گام دوم، آموختن نحوه‌ی منحرف کردن ذهن از بروز افکار، باورها، تصاویر، و پیش‌بینی‌های منفی در باره‌ی اجرا است. انجام این کار به آن دشواری که شما فکر می‌کنید نیست.

درمان اضطراب سر صحنه

در اینجا 10 نکته برای کمک به شما در غلبه بر ترس و احساس خجالت شما در صحنه، میدان، یا جای‌گاه ارائه شده است:

*آماده به صحنه بروید: تمرین، تمرین، و تمرین

*میزان مصرف کافئین (قهوه، چایی، کوکا، نوشابه‌های انرژی‌زا) و شکر را در روز اجرا کاهش دهید. چند ساعت پیش از اجرا غذای مناسبی بخورید تا انرژی لازم برای فعالیت در صحنه را به دست بیاورید و دچار گرسنه‌گی نشوید. غذای کم‌چرب حاوی کربوئیدرات‌های مختلف، کمی برنج با گوشت، ماکارونی، نان و کباب، و اندکی میوه‌ی شیرین.

*از هجوم افکار مردد کننده بپرهیزید. اگر به فکرتان خطور کرد که نکند نت‌ها یادتان برود، به آن فکر بخندید و به خودتان بگویید که: این‌همه تمرین نکرده‌ام که نت‌ها یادم‌ برود!

*تمرکز افکارتان را از خودتان و ترس‌تان بردارید و آنها را به احساس لذتی که در شنونده‌گان و بیننده‌گان ایجاد خواهید کرد فکر کنید. چشم‌های‌تان را ببندید و تصور کنید که شنونده‌گان و بیننده‌گان در حال لذت بردن و لب‌خند زدن هستند و شما هم از حس خوبی دارید.

*در مورد این که چه خطاهایی ممکن است روی دهد فکر نکنید. به‌عکس، مثبت باشید و موفقیت‌تان را تجسم کنید.

*از افکاری که بتواند شما را نسبت به خود‌تان دودل کند دوری کنید،

*به طور منظم و با طمانینه تنفس کنید. اگر به فنون مراقبه و تمرکز ذهنی مسلط هستید از آنها برای آرَمِش دور کردن افکار منفی از ذهن‌تان استفاده کنید. سعی کنید هر روز حتی روزهایی که اجرا ندارید با استفاده از فنونِ آرمش تمرین کنید. به‌این‌ترتیب در زمان اجرا که به آرَمِش نیاز دارید به‌راحتی می‌توانید با مهارتی که به دست آورده‌اید ذهن‌تان را آرام کنید.

*اندکی قدم بزنید و بالا و پایین بپرید، عضلات‌تان را بتکانید، یا هر کار دیگری که می‌دانید پیش از اجرا، برای دور کردن احساس اضطراب به شما کمک می‌کند انجام دهید.

*با مخاطبان‌ ارتباط برقرار کنید، لب‌خند بزنید، به چشم‌های‌شان نگاه کنید، و تصور کنید که همه‌ی آنها دوستان‌تان هستند.

*نقش بازی نکنید، طبیعی رفتار کنید و خودتان باشید.

*ورزش کنید، به دامن طبیعت بروید، غذای مناسب بخورید، به اندازه‌ی کافی بخوابید. هیچ خوابی جای خواب شبانه را نمی‌دهد. عادات زنده‌گی سالم را در پیش گیرید، اگر سیگار می‌کشید آن را به حداقل کاهش دهید یا کاملاً ترک‌اش کنید. اگر عادت دارید هله‌هوله بخورید، کم‌کم آنها را با میوه، شکلات (کاکائو) کم‌شیرین، آب کافی جای‌گزین کنید.

به یاد داشته باشید که ترس از صحنه در اوایل اجرا زیاد است و بعد از اولین قطعه عملاً از میان می‌رود. گاهی آگاهی به وجود اضطراب در ذهن باعث تشدید آن می‌شود. به این حالت اضطراب ناشی از اضطراب گفته می‌شود. کافی است توجه کنید که اندکی اضطراب و هیجان در اجرای برنامه‌های هنری برای یک جمع طبیعی است و به منظور افزایش دقت و توجه بیش‌تر، بهتر کار کردن حافظه، و آماده نگه داشتن سلول‌ها برای فعالیت لازم است.

روش های مدیریت اضطراب

طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و در حقیقت برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم، گلگون شدن چهره به دنبال استرس شدید و … ناشی از ترشح همین هورمون است. طول عمر کورتیزول بیشتر بوده و باعث اثرات طولانی تر و مزمن تری در فرد می گردد.

استرس در حقیقت پاسخ بدن ما به محیط اطرافمان است. این واکنش اغلب در اثر وقایع خاصی پدید می آید. تغییرات استرس آفرین می توانند فیزیکی، روانی و یا رفتاری باشند.

 علت های ایجاد کننده استرس را استرسور می نامند و این علل در افراد متغیرند. واکنش بدن ما نسبت به استرس ها با ترشح برخی مواد شیمیائی - هورمون ها - انجام می شود و حالتی تحت عنوان جنگ و گریز را پدید می آورد.

اضطراب کلمه ای است که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات، بسیار استفاده می شود. به طور مثال، هنگام سخنرانی در گردهمایی، هنگام امتحان دادن، هنگام مواجهه با مشکلات مادی و ... از این رو در شرایط فوق، در سخنان خود از این کلمه استفاده می کنیم، ولی به آن توجه چندانی نمی کنیم.

در روان شناسی، اضطراب مرحله پیشرفته تر استرس مزمن است و هنگامی به صورت مشکلی بهداشتی روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیشان اش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند. برای درک بهتر موضوع، اضطراب را بررسی می کنیم.

استرس، تنیدگی یا فشار عصبی، در روان شناسی به معنی نیرو و فشار است. هر محرکی که در بدن باعث ایجاد واکنش شود، عامل تنیدگی یا استرس نامیده می شود. به معنایی دیگر، هر عاملی که موجب تنش روح و جسم و از دست رفتن تعادل فرد شود، عامل تنیدگی است.

 تنیدگی، واکنش یا واکنش هایی است که در فرد، در اثر حضور عاملی دیگر ( عامل تنیدگی ) به وجود می آید تا تعادل از دست رفته را باز گرداند و باعث بسیج شدن قوای فرد برای مقابله با آن عامل و آماده باش موجود زنده می شود.

به عبارت دیگر، استرس در حقیقت پاسخ بدن ما به محیط اطرافمان است.

این واکنش اغلب در اثر وقایع خاصی پدید می آید. تغییرات استرس آفرین می توانند فیزیکی، روانی و یا رفتاری باشند. علت های ایجاد کننده استرس را استرسور می نامند و این علل در افراد متغیرند. واکنش بدن ما نسبت به استرس ها با ترشح برخی مواد شیمیائی - هورمون ها - انجام می شود و حالتی تحت عنوان جنگ و گریز را پدید می آورد.

اصلی ترین هورمون هائی که این حالت را به وجود می آورند عبارتند از آدرنالین و کورتیزول که توسط غدد فوق کلیوی و بر اثر دریافت سیگنال هائی از هیپوتالاموس مغز، ترشح شده و پاسخ های خاصی را در بدن بر می انگیزند.

اصلی ترین هورمون هائی که این حالت را به وجود می آورند عبارتند از آدرنالین و کورتیزول که توسط غدد فوق کلیوی و بر اثر دریافت سیگنال هائی از هیپوتالاموس مغز، ترشح شده و پاسخ های خاصی را در بدن بر می انگیزند.

طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و در حقیقت برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم، گلگون شدن چهره به دنبال استرس شدید و … ناشی از ترشح همین هورمون است. طول عمر کورتیزول بیشتر بوده و باعث اثرات طولانی تر و مزمن تری در فرد می گردد.

ترشح تدریجی و طولانی کورتیزول باعث تخلیه انرژی، کاهش فایده بخشی سیستم ایمنی، کاهش تمرکز حواس و چاقی می گردد. همه ما به گونه ای در معرض استرس های مختلف قرار داریم، اما نکته جالب اینجاست که برخورد افراد مختلف با استرس و کنار آمدن با شرایط در اشخاص مختلف متفاوت است.

اضطراب را خیلی زیاد تجربه می کنید؟

  علایم و نشانه های متداول بروز اضطراب عبارتند از:

- ناتوانی در تمرکز کردن

- افزایش نگرانی

- ناتوانی در انجام تکالیف و کارها در زمان مشخص - عدم حضور در کلاس

- تغییر خلق و خو و تحریک پذیری

- تنش

- سردرد

- گرفتگی عضلات

- تغییر عادات تغذیه

- بروز اختلالات خواب

روش های گوناگون برای کاهش و مدیریت اضطراب

  - احساس وجود برنامه کنترل و مدیریت صحیح و اصولی بخش مهمی از کنترل و کاهش اضطراب را تشکیل می دهد. آموختن روش های مدیریت مسئولیت ها، پایداری کردن بر اهداف، استراحت کردن و اجرای تکنیک های تمدد اعصاب از جمله مهارت های مدیریت زمان است.

- سعی کنید هدف واحدی برای خود انتخاب کنید که خلق و خوی تان را بهبود ببخشد و از اضطراب تان بکاهد.

- از به تعویق انداختن کارها بپرهیزید. به تعویق انداختن مسئولیت ها و کارها تا دقایق پایانی می تواند بیشتر از زمانی که تکالیف و مسئولیت ها را به موقع انجام دهید اضطراب ایجاد کند. به تعویق انداختن کارها، تکالیف و مسئولیت ها می تواند تاثیر مستقیمی بر کیفیت کار، خواب و خلق و خوی تان بگذارد.

- تمرین عادات خواب خوب می تواند نشان دهد که خوب استراحت کرده اید. محرومیت از خواب می تواند سبب ایجاد مشکلات جسمی و روحی و افزایش اضطراب شود.

- مصرف محرک ها - مثل کافئین - که می توانند سبب ایجاد و تشدید اضطراب شوند را محدود یا متوقف کنید.

- در حین کارهای تان در طول روز، زمانی را برای استراحت و فعالیت های مفید اختصاص دهید. در حین زمان های استراحت کلاس، مطالعه و کار کردن در فضای آزاد قدم بزنید، موسیقی گوش کنید و ... تا ذهن تان استراحت کند.

- نوشتن یادداشت های روزانه را آغاز کنید.میگناir تعداد زیادی از افراد نوشتن یادداشت های روزانه روشی مناسب برای کنترل اضطراب، درک احساسات و تصمیم گیری ها و ... می دانند.

- باید بدانید همه در زندگی شان با محدودیت های گوناگونی مواجه هستند. باید بیاموزید محدودیت های زندگی را بپذیرید و با توجه به آن از خود و دیگران توقع داشته باشید.

- برای اوقات فراغت تان برنامه ریزی کنید. - شوخ طبعی را وارد زندگی تان کنید. خندیدن می تواند بهترین راه کاهش تنش باشد.

- تلاش کنید از دوستان و خانواده تان کمک بگیرید تا بتوانید اضطراب را از خود دور کنید. مطمئن شوید به طور اختصاصی بر تجربیات منفی تمرکز نکنید. سعی کنید به سه چیز مثبتی که در زندگی تان اتفاق افتاده فکر کنید و با دیگران در میان بگذارید.

ده نکته طلایی برای گویندگان و مجریان    

۱ـ سلام كردن

سلام كليدي ترين واژه ارتباطي و قشنگ ترين كلمه براي ارتباط انسانها با هم است. گويندگاني كه در كاربرد سلام غفلت مي كنند بدانند كه اصلي ترين بخش ارتباط را از دست داده اند. هركس سلامش براي رفع تكليف است، بداند كه گوينده موفقي نيست. در سلام كردن سحر و اعجاز است. به ويژه اگر لحن ويژه انساني و نوع دوستي را هم به آن تزريق كنيم، سلام زيباتر مي شود. گاهي سلام حتي كدورت چند ساله را حل مي كند. وقتي به كسي كه سال ها از او دور بودي سلام مي كني، همان سلام، ديرينه را پاك و به محبت تبديل مي‌كند. براي اينكه در سلام سحراست و آتش عناد را به محبت تبديل مي كند. شخصي كه جلوي دوربين تلويزيون و پشت ميكروفون راديو مي نشيند و سلام مي كند، بداند كه بعد از نام خدا، سلام اثر بخش ترين واژه ارتباطي است. لفظ سلام عربي است، درود فارسي است و يا در زبانهاي ديگر، هر چه هست براي آغاز ارتباط كلامي و غير كلامي براي آن اصالت قائل شويد. سلام از واژه هاي ممتاز و سرآمد بهشت است. اگر مي خواهيد بدانيد رفع تكليفي كار مي كنيد يا نه، مي خواهيد بدانيد براي كلام و سخنتان اصالت قائل هستيد يا نه، ببينيد به بسم ا... الرحمن الرحيم و سلام كردنتان چقدر توجه داريد؟ سلام هاي چند سال كارتان چه طور است؟ روزمره است؟ رفع تكليفي است؟ گوينده اي كه در راهرو راديو براي ورود به استوديو و در راهرو تلويزيون براي نشستن جلوي دوربين دغدغه دارد كه امروز چگونه سلام كنم و چه واژة نويي را به كار ببرم و فضاي سلامم را چگونه طراحي كنم و تهيه كننده اي كه براي همراهي با صدا و لحن گوينده موسيقي ويژه سلام را انتخاب مي‌كند، اين گوينده موفق است. از همين لحظه تا پايان عمرتان كه خدا عمر صد و بيست سالة با عزت به شما بدهد، يادتان باشد براي هر سلام در هر جا و در هر مرحله از زندگي تان به ويژه در محضر مردم بزرگ كه قرار مي گيريد، از اعماق دل سلام كنيد و برگرفته از نوعي انسان دوستي، مردم دوستي و عشق به مردم باشد اگر عاشق مردم نيستيد از نحوه سلام كردنتان معلوم مي شود و اگر عاشق مردم نيستيد جاي كسي را كه عاشق مردم است غصب كرده ايد و حرام است صندلي را كه روي آن مي نشيند و صحبت مي كنيد. چيزي در سلام هست كه پيامبر اصرار مي كرد خودش زودتر سلام كند. به بچه، به بزرگ، به دشمن و به دوست سلام مي‌كرد. مي دانست كه در سلام سحر ارتباطي است.  

تجربه كرديد گاهي اوقات كه حرف مي زنيد، حرفهاي شما به جاي اينكه جذب مخاطب كند، مخاطب گريزي مي كند ! و ايجاد تشنج در مخاطب مي كند؟ نمي دانم البته اگر به اين درجه از بصيرت و بينايي پشت دوربين و ميكرفون رسيده باشيد، خوش به سعادت شما. دقايقي مشغول صحبت كردن هستيد اما كلام شما سردرگم است. اين سردر گمي بر اثر همان غفلت از آغاز سخن گفتن شماست .

گاهي براي سلام كردن به شخصي كه براي شما بسيار عزيز است، از فاصله اي كه به سمت شما مي آيد، طراحي مي كنيد كه من چگونه به او سلام كنم و چه وجدي داريد براي سلام كردن. براي سلام كردن در راديو و تلويزيون با مخاطب حس كنيد محبوب ترين عنصر زندگي شما روبروي شماست. به سه سلام آخر نماز دقت كنيد. پيامبر را روبروي خود مي بيني سلام مي كني بعد سلام به صالحين مي كني. براي چه سلام به صالحين مي كني؟ يعني اينكه خدايا ما با همين نماز دست و پا شكسته كه خوانديم خود را جزو آنها مي دانيم. ما هم به آنها ملحق مي شويم . (السلام علينا و علي عباد ا... الصالحين) آخرين سلام هم سلام به هستي است به مبدا هستي به مبدع هستي و شنيده ايد كه بعد از اين سلام خداي متعال جواب سلام شما را مي دهد، براي سلام ارزش قائل باشيد.

واژه هاي ناشيانه و من در آوردي سلامي مجدد ، سلامي تازه، سلامي دوباره، سلام ديگه ، دوباره سلام و ... را به كار نبريد. من نمي دانم اين كلمات يعني چي؟ سلامي مجدد يعني چه؟ در بهشت ان شاء ا... همه مشرف بشويد و برويد دائم به شما سلام مي كنند. سلامٌ قولاً من رب الرحيم .

 2ـ‌ خلق و خو

خلق و خوي متعادل از ديگر ويژگي هاي شخصيت يك گوينده است. يك گوينده زود عصباني نمي شود. زود به نشاط كاذب نمي رسد، خنده هاي عجيب و غريب نمي كند. عميق است و سخت از كوره در مي رود و يك و دو نمي كند و در يك كلام تعادل روحيه دارد. برخي از افراد را نمي توان پيش بيني كرد ولي گوينده را مي توان پيش بيني كنيم، مي دانيم كه او صبور و متعادل است. اگر از افرادي هستيد كه زود گريه مي كنيد، زود از كوره در مي‌رويد، عصباني مي شويد، ذره اي مرارت را تحمل نداريد، بدانيد كه اين خارج از معيار تعادل اخلاقي گوينده است. برخي گوينده ها در نقد پذيري افراط مي كنند. مدام از افراد مي پرسند كه چه اشكالي در كار من هست؟ چه ايرادي هست؟ چه ضعفي هست؟ نمي پرسند چه قوتي هست؟

يكي از معيارهاي خلق و خوي متعادل اين است كه اولاً هيچ گاه خودتان را تحقير نكنيد و ثانياً نقد پذير باشد. اگر كسي نكته اي را به شما مي گويد گوش كنيد، برخي اوقات يك نكته را 5 نفر به شما تذكر مي دهند، بايد سريع در صدد رفع آن بر آييد. اين مي شود شخصيت وبسيار باعث تقويت شما مي شود.

3ـ صداقت

صداقت داشتن بسيار مهم است. راستگو باشيد با مردم راست رفتار و صاف و صادق باشيد، دو جور نباشيد. گوينده هاي دروغگو را چه راحت مي شود تشخيص داد، خيلي حرف زشتي است، گوينده درغگو ...

 يك نمونه مثال مي‌زنم:

يكي از گوينده ها و مجري هاي دانه درشت ما در ماه رمضان داشت برنامه اجرا مي كرد. از آن گوينده هايي كه خيلي اظهار تواضع مي كرد نسبت به مردم و مي گفت من عاشق مردم هستم و كوچك مردمم. گفتم خدا كند راست بگويد انقدر اظهار تواضع مي كند. يك روز روي سن ايستاده بود داشت برنامه رمضان اجرا مي كرد با يك نفر ديگر. دوربين صحنه را از زاويه بالا نشان مي داد، جشني بود در سالن همايش . مي دانيد كه دوربين خيلي بي رحم است همه چيز را نشان مي دهد و داشت اين صحنه را نشان مي داد... آن همه ادعا كرده بود كه من مردم را دوست دارم و ... يك نوجواني از بين مردم بلند شد و لنگ لنگان رفت و رفت تا خودش را به سن رساند از پله ها آرام بالا رفت، پسر حدوداً دوازده سيزده ساله اي بود. پسر رفت بالا و اين مجري را گير آورد . دست گذاشت روي شانه هاي مجري در اين لحظه ما كه بيننده بوديم حس كرديم كه پسر نابيناست . اين مجري پر ادعا كه خيلي ادعا مي كرد عاشق مردم هستم، داشت همينطور اجرا مي كرد و حرف مي زد، ميكروفون را كنار گرفت و به پسري كه خود را با اين مرارت رسانده بود آن جا گفت : «بله چي مي گي؟» «خوب خوب، برو اونه، اون يكي يه... اصلاً كي گفته اين بياد بالا؟» حواسش نبود كه زير نگاه دوربين است. اِ تو همان عاشق پنج دقيقه پيش نيستي ؟ يكي از همان معشوقه ها آمده اينجور بايد رفتار كني ؟ يك جا مشت آدم باز مي شود. يا درونمان را درست كنيم يا زياد ادعا نداشته باشيم. صداقت يعني اين.

 4ـ مباني اعتقادي و ملي

يكي ديگر از ويژگيهاي شخصيتي مباني اعتقادي و ملي داشتن است. بايد به چيزي معتقد باشيم . بدون هيچ چيز نمي شود بود كشورمان را دوست داشته باشيم، دينمان را دوشت داشته باشيم . اسلام را با جان و دل بپذيريم. مثلاً صبح تولد امام زمان گوينده وقتي درباره امام زمان سخن مي گويد نوعي لابه در لحنش باشد واقعاً حس كند كه در اين جشن تولد سهيم است نه انيكه صحنه سازي كند.

بپرهيزيد از صحنه سازي كه از مهلك ترين اتفاقاتي كه در مراسم مذهبي سراغ گوينده ها ي صدا و سيما مي آيد حالت ريا است. افرادي كه حين اجرا يا گويندگي ريا كارند منفورترين مرم هستند. من دو سه گوينده را مي شناسم كه موقع اجرا در لحنشان ريا دارند. اينها منفور مردم هستند. برخي اوقات تشخيص ريا هم سخت است مثل حركت مورچه سياه در شب سياه روي سنگ سياه است. از لابه لاي حرفهاي گوينده معلوم مي شود كه خودش دين اسلام را مي پسندد يا نه ، عناصر فرهنگ كشورش را دوست دارد يا نه. مثلاً مجري براي اينكه رفتارش مورد پسند مخاطب قرار بگيرد ديوان حافظ دستش مي گيرد. مجرياني كه حافظ را عميقاً دوست دارند و ديوان حافظ را يكي از عناصر فرهنگي خودشان مي دانند اين كتاب را از آغاز تا پايان چه دوربين آنها را نشان دهد و چه نشان ندهد ديوان حافظ را با عزت در دست نگه مي دارند ولي مجرياني كه صحنه سازي مي كنند، حواسشان نيست. مثلاً ديوان را باز مي كنند، غزل را مي خوانند (گاهي اوقات هم غلط مي خوانند و تاراج مي كنند هرچه مي خوانند) بعد كه تمام شد مي گويند : خوب بينندگان عزيز مي‌پردازيم به اصل گفتار امروز و سخن خودمان را آغاز مي كنيم در حاليكه اين مجري حتي ديوان حافظ را با احترامي كه بايد در دست نگرفته است. حواسش نبود چه كرد. ولي برخي از مجريان روشن اول كه ديوان حافظ را با يك عزت خاص به دست مي گيرند و بعد باز مي كنند. دقت كنيد قاريان بزرگ قرآن حافظ قرآن هستند ولي قرآن را به احترام خود كتاب باز مي كنند و نگاه مي كنند. شايد آن سوره هم نباشد ولي اين كار ادب است. در حاليكه مي خوانند حظ مي برند و حظ مي رسانند، اما نگاهشان مودبانه به صفحات شريف قرآن است. آن فردي هم كه حافظ را مي خواند بايد بعد از خواندن با ادب كتاب را ببندد و با عزت و احترام نگه دارد و خيلي آرام سر جايش بگذارد . به اين ظرافت ها در رفتارتان، موقع خواندنتان و اجرا دقت كنيد. مردم مي فهمند. اين شعار دروني تان باشد كه مردم همه چيز را حتي از ميكرفون راديو و گيرنده‌هاي راديوشان مي فهمند. گوينده اي هستند كه بعد از پانزده، بيست سال گويندگي و اجرا مي روند و حتي يك نفر سراغ آنها را نمي گيرد. همين كه هيچ كس سراغ آنها را نمي گيرد چند پيام دارد :1ـ متوجه باشيد كه ممكن است انسانها يادتان نكنند پس براي خدا كار كنيد.

2ـ مي دانيد چرا يادتان نمي كنند؟ چون براي مردم هم كار نكرديد. دورو بوديد قبلاً گفتم براي خدا كار كنيد، براي مردم كار كنيد اگر اينچنين شد درهاي توفيق و محبوبيت، نه شهرت به روي شما باز مي شود. از شهرت منفور باشيد. محبوب شويد.

 5ـ تعادل در احساس

هيچ گوينده و گزارشگري حق احاساتي شدن پشت ميكروفون و جلوي دوربين راديو و تلويزيون را ندارد. گوينده بايد تا مرز بغض پيش برود اما بغضش نتركد. گوينده بايد تا مرز خنده برود اما نخندد. تا مرز نهيب برود اما نهيب ندهد. گريه كردن ، احساساتي شدن، عاطفي شدن و كثرت بغض قوتي براي مجري نيست مثل بعضي لوس بازيها كه برخي دارند و گريه مي كنند. به ويژه در خبر مثلاً در بم زلزله آمده، گوينده مي خواهد اعلام كند، خوب اعلام كند . گزارشگر مي خواهد اعلام كند، خوب بكند. مردم كشور به اطلاعاتي كه تو مي دهي نياز دارند نه به احساساتت . مي خواهند كمك كنند، كار دارند، اطلاعات مي خواهند ببينند دقيقاً چه كار بايد بكنند . اينكه تو بايستي و گريه كني مشكلي را حل نمي كند. چند دقيقه مي ايستي، گزارش مي دهي، دقيق و مطمئن صحبت مي كني ... آي مردم بد بخت شديم، بيچاره شديم، دنيا به آخر رسيد ... همچين چيزي نيست، همچين چيزي نداريم . مي ايستي دقيق اطلاعات و آمار مي دهي و در اينصورت احساساتت را چه مي كني ؟ گزارشت كه تمام شد مي روي گو شه اي و براي خودت زار زار گريه مي‌كني ولي جلوي مردم جلوه درستي ندارد .

كسي ترديد نكند. يك و دو نكند كه آيا عواطف و احساسات گوينده را چه طور بايد پنهان كنيم. اين يك قوت روحي مي خواهد كه گوينده، گزارشگر، مجري و خبر نگار بايد در مواقع سرنوشت ساز كشور قوي سخن بگويند و مصون بمانند از احساساتي شدن و عاطفي شدن.

 6ـ عزت نفس

افرادي كه مطابق باورهاي ذهني خود رفتار مي كنند (باورهايي كه در ذهن خود داريد، اعتقادات يا قبول داشتن چيزي) بعد از آن عمل و رفتار نوعي احساس رضايت خاطر دارند و همين احساس رضايت خاطر به آنها آرامش مي دهد. مي دانيد دو رويي يعني چه؟ نقش بازي كردن يعني چه؟ يعني چيزي را انجام بدهم كه در درونم قبول ندارم و همين تعارض تبديل به بحران روحي مي شود و دائم با خودت درگيري. عزت نفس يعني انيكه من خودم خودم را با هرچه كه دارم دوست داشته باشم. عشق و علاقه مندي به خود با از خود راضي بودن فرق دارد. به خودتان علاقه مند باشيد و خود را با همين وضعي كه داريد قبول كنيد. به خودتان احترام بگذاريد.

 مي خواهيد بدانيد خودتان را دوست داريد يا نه؟ مي خواهيد بدانيد عاشق خودتان هستيد يا نه؟ ببينيد نقد پذير هستيد؟ رشد خودتان را مي خواهيد؟ اگر كسي به شما تذكر بدهد خوشحال مي شويد؟ اگر خوشحال نمي شوي اگر نقد گريزي اگر انتقادپذير نيستي بدان عاشق خودت نيستي، خودت را دوست نداري و عزت نفس نداري بلكه نوعي حقارت در درون داري و اين وحشتناك است. خيلي راحت است تشخيص اينكه انسان عاشق خودش هست يا نه. با آن عاشق خواهاي نفس بودن فرق دارد، با آن از خود راضي بودن كه محركش بيرون است فرق مي كند. از خود راضي بودن محركش بيروني است اما عزت نفس محركش دروني است نوعي تمكين و شكر گذاري در برابر موهبت هاي الهاي است. مي خواهد بگويد من شما را دوست دارم، كارم را دوست دارم از آن طرف هم فرار مي كند، فكر براندازي همكارش است، از آن طرف ذره اي رشد براي همكارش نمي خواهد. آنقدر راحت مي شود به خودت نمره شخصيت بدهي. ببين وقتي دوستت برنامه اي را بسيار موفق انجام مي دهد، مي‌روي سراغ او و تحسينش كني؟ اگر اين كار را انجام مي دهي بدان انسان با شخصيتي هستي. سلامت نفس داري ـ سليم النفسي قلب سالمي داري، درستي، خوب جايي آمدي.

7ـ شجاعت در كلام

به قول BBC يكي از ويژگيهاي گوينده Having a sense of humour است يعني رايحه اي از شوخ طبعي در رفتارتان باشد. به ياد داريد گفتم تندخو نباشيد، زود عصباني نشويد و زودهم به نشاط كاذب نرسيد؟ كمي شوخ طبع باشيد و البته مجري و گوينده شوخ طبع حاضر جواب بهتر است. البته BBC كه مي‌گويد پوست كلفت باشيد. (Having a thick skin) ما پوست كلفت داشتن را تعبير مي‌كنيم به معيارهاي فرهنگي خود: جسارت در تكلم شجاعت در كلام حاضر جواب.

اگر خنده دم دست شما نباشد اولين لطمه اي كه به شما مي زند اين است كه هيبت شما را كم مي كند . يكي از ويژگي هاي شخصيت گوينده داشتن هيبت هم هست. در كنار شوخي طبيعي هيبت هم لازم است.

خنده هاي خود را اداره كنيد اگر دائم مي خنديد باعث كاهش هيبت شما مي‌شود. اگر اخمو هستيد شفافيت چهره را كم مي كند شما را از تعادل خارج مي كند. اگر تكبر داريد منفور مي شويد. اما غرور خوب است. غرور در زبان فارسي معني مثبت دارد اما در عربي نه. در قرآن :«يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم» اي انسان چه چيز تو را به خداي خود مغروركرده است؟ اين منفي است اما كسي كه در كلامش غرور فردي دارد مي تواند از غرور ملي كشورش هم دفاع كند.

  8ـ روحيه يادگيري

گوينده هايي كه درست رشد كردند هر چه بالاتر مي آيد براي يادگيري بيشتر مشتاق هستند. خيلي مهم است كه يك گوينده مجري خبرنگار گزارشگر درجاهاي مختلف سرك بكشد ببيند كجا چيز ياد مي دهند برود و ياد بگيرد ... چه كتابي گفت؟ كجا گير مي آيد؟ بروم و بخرم ...

9ـ شفاف گويي

دو سه راه وجود دارد براي افرادي كه تند حرف مي زنند، شفاف گو شوند:

يك گوينده رسانه بايد بتواند 110 كلمه را در دقيقه شفاف بگويد. گوينده انگليسي بايد بتواند 170 ـ 150 كلمه را در دقيقه شفاف بگويند البته نثر را، نه شعر. تند نه ... شفاف. به ويژه در خبر 110ـ 100 كلمه در دقيقه را بايد شفاف بگويد. بايد بسيار متن خواهند، حداقل يك ساعت در روز را وقت صرف خواندن متن كنيد. در اينصورت عناصر دهانت در اداي كلمات شفاف مي شود. يكي ديگر از شيوه ها براي شفاف گويي هنگام نماز خواندن است. نماز دو سه دقيقه اي را دو سه دقيقه ديگر اضافه كنيد بشود پنج شش دقيقه، بسيار موثر است. تأثير اين تمرين حتي از تمرين متن خواني هم بيشتر است و باعث شفاف گويي و آرامش كلمات حين خواندن مي شود.

البته هر تمريني ويژه يكي از ابعاد صداي شماست. مثلاً حافظ به طور ويژه جلاي سخن به شمار مي دهد، گرمي و نفوذ كلام شما را افزايش مي دهد. حتي براي گوينده خبر. مطالعات متون سعدي تر زباني به شما مي آموزد يك زبان زنده (vivid language) فردوسي استحكام سخن به شما مي دهد. البته بايد خانم ها مراقب باشند لطافت لحن زنانه شان بر اثر خواندن اشعار فردوسي از بين نرود و آقايان لحن مردانه شان از دست نرود. امروز در بين گويندگان ما گوندگان مردي هستند كه در لحنشان كرشمه زنانه دارند و گويندگان زني داريم كه لحن مردانه دارند. ما لحن زن داريم، لحن مرد داريم لحن زنانه داريم لحن مردانه داريم. هيبت مردانه داريم و لطافت لحن زنانه داريم. در ضمن نثر مردانه داريم و نثر زنانه. هر نثري را خانم هاي نخوانند و هر نثري را هم مردان نخوانند. مثلاً شب ساعت يازده خانمي با صداي زنانه اين نثر را خواند: «ديشب كه به خانه آمدم، خسته بودم، لباسهايم را در آوردم، دراز كشيده بودم روي تختم و فكر مي كردم فردا چطور همايش اجرا كنم.» خوب خانم اين قسمت را نمي خواندي يا مي دادي به همكار آقا كه اين قسمت را بخواند.

 يك كلماتي هست كه مخصوص مرد است و يك كلماتي هست كه مخصوص زن است همينجوري نمي شود خواند. بعد مي گوييم يك گوينده خوب است و يك گوينده بد. مي گويم چرا ؟ اين گوينده بد است اين كه صداي خوبي دارد؟ تنهاصداي خوب كه ملاك نيست.

با صداي تنها كه نمي شود گوينده شد. اگر فقط صدا ملاك است تشريف بياوريد ميدان امام حسين تهران هندوانه فروش هايي سراغ دارم كه صداي بسيار قشنگي دارند. نمكي هاي كوچه ها گاهي اوقات صدايشان بسيار زيباست. بُرد صدا دارند، شش هفت ويژگي صدا را دارند اما نمي توانند گوينده شوند.

برخي از واژه ها مردانه اند مثل «ياعلي» و برخي واژه ها زنانه است مثل «خاك عالم»

10ـ مردم دوستي

چه كسي مردم را بدون محدوديت دوست دارد؟ برخي مي گويند نه ... راست مي گويند، خيلي مهم است اگر همه را دوست داريد. كوچك، بزرگ، پير، جوان، دختر، پسر، بد اخلاق، خوش اخلاق، مريض، سالم اعدامي، غير اعدامي، منظم بي نظم ... گوينده اي كه مردم را دوست مي دارد وقتي درباره آدمهاي بي نظم يا راننده هاي بي نظم از راديو و تلويزيون صحبت مي كند با نوعي محبت حرف مي زند و همين كلامش اثر مي كند. سحر سخن پيامبر هم رازش همين بود. به اين سبب كه آتش عناد را به نور محبت تبديل مي كرد از يك بيابانگرد گم نامي بزرگترين شخصيت تاريخ را ساخت. گوينده هم مي تواند اين كار را بكند. مردم را دوست داريم ؟ صبح با مردم به شكل زيبا سلام و عليك كنيد. سلام‌هاي صبح بسيار مهم است نشان دهندة نوع شخصيت و مردم دوستي شماست. صبح كه بلند مي شويد، در راديو و تلويزيون به مردم چه طور سلام مي كنيد؟ سلام ها يك بار مصرفي است؟ زودگذر است؟

**مسافرتنها**