نذر آقايم....
...پنجشنبه،جمعه كه مي شه دلم بدجور شور مي زنه... نمي دونم چرا ...دلم شور مي زنه كه نكنه دل تو هم .... يادته مي گفتي :يعني ميشه تو باشي و يه روز آقا بياد و بگه "حسين" قشنگ رو به روم بشين و غزل تازتو بخون...

من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم
شادم که مثل عده معدودی،شعری برای نام نمی سازم
شعرم برای توست شعاری نیست،کشتی برای موج سواری نیست
باور مکن که دل به زمین دادم،وقتی تویی بهانه پروازم
هر جا که نام نامی تو آنجاست،قلبم بهانه غزلی دارد
این سوز ریشه ای ازلی دارد،پس با غم عزیز تو دمسازم
شعرم اگر چه هیچ نمی ارزد،سوزانده است نام و نشانم را
می سوزم و به هیزم ابیاتم،بیتی به عشق شعله می اندازم
یا صاحب الزمان و زمین موعود،دانای هرکه آمد و هر چه بود
گم نامم و تویی تو،که می دانی،تنها به نام سبز تو می نازم
**مسافرتنها**
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:43 توسط حسین طالب نژاد
|