...جدایی

تقدیم به.....
جا زدن در هر قدم – هیهات- کار ما نبود!
پا کشیدن شیوه ی ایل و تبار ما نبود !
کس خریدارم نشد با آنکه بعد از هر محک
ذره ای ناخالصی هم در عیار ما نبود
استخوانم خُرد شد زیر فشار دیگران!
شانه های هیچکس در زیر بار ما نبود !
ما دو تن سنگ صبور عالمی بودیم؛ حیف –
در دو عالم یک نفر هم رازدار ما نبود !
سرنوشت از اولش با ما سر سازش نداشت!
یار هم بودیم اما بخت یار ما نبود!
جز «جدایی» هیچ راه دیگری نگذاشتی!
میروم! هرچند اصلاً این قرار ما نبود!
**مسافرتنها**
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:50 توسط حسین طالب نژاد
|