دلسردم....!

گفتی برو اما یقین کن بر نمیگردم
حالا که از چشمان تو عزم سفر کردم
آن روز یادت هست با ساز تو می خواندم :
(( امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم )) ؟
دیگر برایت یک قدم هم بر نمیدارم
تنها نه از تو , از خودم , از عشق دلسردم
این روز ها ماه است تسکین دل تنگم
با شهریار ملک غم انگار همدردم *
آن روز وقتی نامه ام را پس فرستادی
حس کردم از شهر نگاهت تا ابد طردم
حتما پشیمان می شوی روزی که می بینی
با یک فرشته عین قرص ماه میگردم
**مسافرتنها**
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14:39 توسط حسین طالب نژاد
|